اوضاع سیاسی واجتماعی ایالت خمسه
وقایع واوضاع سیاسی واجتماعی ایالت خمسه در حکومت یک ساله ی خود مختارفرقه
دموکرات آذربایجان (زنجان)

سیدجعفر جوادزاده خلخالی مشهوربه پیشه وری باکوچی
قسمت اول
مقدمه: ولایت خمسه به مرکزیت زنجان (خاستگاه اولیه) بنابر شرایط خاص جغرافیایی وواقع شدن دربین تهران وتبریز وراه عبور اروپاییان درطول تاریخ به نوعی تحت تاثیرحوادث اجتماعی و سیاسی قرار گرفته و شاید نسبت به برخی از شهرهای ایران،زودتر دچار بحران های تاریخ معاصر شده است.
تاریخ این سرزمین ، ناگفتنی های بی شماری در دل خود داشته و برخی از ان ها را مکتوب نموده است. رخدادهای دوم شهریور 20تا21 اذر ماه سال 1325 خورشیدی، یکی ازاین ناگفتنی ها است که با اشغال مناطق نیمه شمالی ایران و خمسه توسط ارتش سرخ شوروی،سربازان این کشور چهارسال و اندی ، جای جای این مناطق را زیر سلطه خود در اوردند. با سقوط پهلوی اول و پیدایش ازادی های نسبی – حزب توده ایران به تاریخ 10/7/1320تاسیس شد ه و شعبات ان در شهرهای مختلف و از جمله زنجان افتتاح می گردد.
سال های اشغال تا پایان جنگ سپری میشود،اما روس ها با امتناع از تخلیه ی ایران و زنجان و این که جای پایی از خود بر جای گذاشته و شاید امتیازاتی بدست اورند ، در شهریورماه 1324 فرقه دمکرات را تشکیل دادند و با الحاق کمیته ایالتی حزب توده اذربایجان به فرقه دمکرات اذربایجان ، روند حوادث به گونه ای دیگر رقم می خورد.
وجود هم زمان دو تشکیلات کمونیستی در ایران شاید از عجایب ان روزگار بود که هر دو تمایل به شوروی داشتند. فرقه به واقع از لحاظ ساختاری، همان حزب توده بوده است ، ولی با گرایشات قومی و سوسیالیسم ترکی واذری و خواهان خود مختاری محلی از نوع مدنی !!.
وجودایلات و طوائف مقتدر ، وجود راه اهن ، داشتن بیشترین تعداد روستا در کل ایران ، نزد یکی زبان و فرهنگ زنجان واذربایجان ، املاک و مستغلات و خاک حاصل خیز ، حضور روسها و مهاجرین ،اختلافات دیرینه در میان زمینداران بزرگ خمسه!! از عواملی بودند که موسسین فرقه را بران داشت تا حزب توده زنجان هم به فرقه دمکرات اذربایجان ملحق گردد و تحت یک شرایط بحرانی – دکتر جهانشاهلو افشار (رئیس حزب توده زنجان ) مجبور به این کار شده وبه این ترتیب، خان گریزی و فرقه سازی در زنجان شروع می شود وبقول سالمندان زنجانی درعصر قدرتنمائی اروسیت!! در زنجان ،دوران حزبیلیک،توده لیخ وفدا ئیلیخ هم با زندگی مردم خمسه عجین می گردد!!
در اوایل اذر ماه ،سال1324شمسی با حمایت معنوی وشبه نظامی سالداتهای روسی ، شهر زنجان بدست فدائیان سقوط نموده و حکومت شبه کودتایی یک ساله فرقیون در زنجان اغاز میگردد و به این ترتیب تاریخ و فرهنگ این دیار تحت الشعاع قرار گرفته و با تبلیغ درحوزه ادبیات و زبان مادری و عدالت اجتماعی و نوعی خود گردانی محلی وبا ابداع قوانین و واژه های جدید، فضای دیگرپا به عرصه وجود می گذارد. به گفته معمرین و مورخین شهرمان،فرقه ای ها جدا از یک سری اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، نام نیک از خود بر جای نگذاشتند. بعد از توافق دو جانبه میان قوام و سادچیکف ، روسها از ایران وزنجان خارج شده و فرقه چی ها بی پناه می شوند. با اشاره سفارت شوروی،سران حکومت خود مختار، ملزم به مذاکره با دولت مرکزی می گردند.وبا انعقاد یک موافقتنامه،سران فرقه دمکرات ولایت خمسه را به دولت مرکزی تحویل می دهند. دربحبوحه این تغییرات نیروهای ارتش ایران جهت حفظ امنیت انتخابات مجلس دوره پا نزدهم به همراه عشا یر وچریکهای دولتخواه محلی به سر کردگی سلطان محمود خان ذوالفقاری به سوی زنجان حرکت کرده وشهر زنجان، بعد از 365 روز عملا باز پس گیری و ازاد می شود.!!
در باب تحلیل وتفسیر بحران زنجان همواره در لا به لا و فصل های کتب مختلف و همچنین در مقالات متعدد جسته و گریخته مطالبی درج گردیده است. ولی به یقین دفتر بحث همچنان صفحات سفید بسیار دارد.
قریب 63سال از حوادث ان روزگار سپری شده و قضاوت در مورد کارنامه یکساله ی فرقیون در هاله ای ازابهام و تضاد می باشد.(غائله ی اذربایجان، فرقه دمکرات ، نهضت دموکراتیک،خود مختاریت ملی ، کودتای شبه کمونیستی،حکومت متجاسرین قفقازی و... )همواره از سوی نویسندگان و محققان مطرح می گردد. اما طبق قرائن و شواهد، تمام جریانات سیاسی ائم از مخالف و موافق حکومت دمکرات ها ، بر ناخالصی و داشتن ریشه در خارج اتفاق نظر دارند و با وجود قداست و خواسته های معقول اولیه ، به مرور شکل و شمایل بیگانه پرستی دران تجلی یافته و با یک انگولک خارجی !!، تمام ارمان ها و ارزوها رنگ می بازد.
این نوشتار بخشی از بازخوانی پرونده اشغال زنجان است و به یقین بیانگر همه ی حوادث و بیان کننده تمام ویژگی های طرفین درگیری ها نمی باشد. بس نمی تواند بازتاب کلی و نهائی را ارائه دهد ، ولی به حد وسع زوایایی را به نقد و برسی می کشاند. فصل الخطاب هم جوانان می باشند که علاقه مندی خود را همواره به تاریخ و ادبیات این منطقه نشان داده و سعی وافری در جهت بازکاوی تاریخ معاصر زادگاهشان دارند و از نظر روانشناختی این نوشتار شاید وسیله ای باشد که در جریانات اجتماعی و سیاسی بی گدار به اب نزنیم.
بازگشت ایرانی تباران از شوروی(1317 شمسی)
با توافق دو دولت ایران وشوروی ، هزاران ایرانی تبار مقیم باد کوبه که به سبب بحران های اقتصادی در ایران (اواسط قرن نوزدهم به سبب پیوستن به شبکه ی جهانی ) برای کار قبل از انقلاب بلشویکی 1917 شوروی ودر دوران( تزاریسم) راهی کشورروسیه شده بودند به ایران باز گشتند.(1) این افراد در طول اقامت در روسیه به خصوص در منطقه ی قفقازیه ، در چاه های نفت باکو ، بارگیری کشتی های نفت کش ، سنگ فرش معابر ، گل کشی ، حمالی ، عمله گی و... فعالیت داشته و به سبب عد م قبولی تابعیت روسیه این همشهری ها!! با اشاره استالین به ایران رانده شدند.(2) در بین این افراد رانده شده از کشور سوسیالیستی شوروی همه جور ادم یافت می شد: مخبر ، باسواد ، هنرمند ، محروم اجتماعی ، کمونیست ، مسلمان ، روزنامه نگار ، صنعت کار ماهر، ستون پنجم ، وطن دوست ، ادم غیر سیاسی و... که از جمله مشخصات بارزی بودند که شامل این افراد می شد.(3) بسیاری از انها در شوروی دنبال سیاست هم نبودند ولی استبداد رضا خانی از انها افرادی عصیانگر به وجود می اورد و تحت شرایط مساعد داخلی و وجود عوامل خارجی ، مهاجرین ایرانی تبار در ساختار حزب توده و فرقه دمکرات نقش کلیدی ایفا می کنند. بیشتر این ها به سبب ظلم و ستم فراش ها ، گزمه ها ، امنیه چی ها ، مباشرها ، کدخدا ها و وجود نظام ارباب و رعیتی و ناتوانی در پرداخت مالیات ها و بدعت های مختلف از روستا ها عازم روسیه تزاری شده بودند و موقع برگشتن به ایران تعداد زیادی در شهر ماندگار شدند.(4)
زنجان میزبان مهاجرین قفقازی :
تعدادی از این ایرانی تبارهای رانده شده ازروسیه شوروی در زنجان و در مسجد چهل ستون و مهدی خان سینیقی ، و مسجد یری بالا و پایین ، مسجد نصرالله خان و... اسکان یافتند که این امر تا سقوط پهلوی اول ادامه داشته است.(5) با ورود این افراد به زنجان ، ساختار طبیعی وانسانی شهر به هم می ریزد و واژه مهاجر که کلمه ای غیر قابل هضم برای عده ای بود ، وارد ادبیات شفاهی زنجان شده ویک دهه کامل از تاریخ زنجان بانام وعملکرد انها عجین میگردد که میخوا ستند همه چیز رابه صورت مکانیکی تغییر دهند!!.این مها جرین قفقازی وبه زعم عده ای روسی الا صل که رفتاروحرکات انها با اهالی شهر قابل تمیز بود!! وحرف زدنهای انها که به لهجه نامانوس وغیرمحلی!!(ویژه مردمان بادکوبه) شباهت داشت درساختمانهای دولتی به عنوان عمله وسرعمله مشغول بکارمی گردند وعده ای در احداث راه اهن زنجان مشارکت داشته وبرخی به استخدام کارخانه کبریت سازی تازه تاسیس زنجان در می ایند وشماری به عنوان قهوه چی و فایتونچی وگاریچی ومزقانچی(موزیسین) ودست فروشی در معابر وورودیهای شهروسر در بازار مشغول می شوند وشماری اقدام به دایر کردن قصابخانه درمساجد می کنند (6) و تعدادی بخاطر تربیت در محیط شوروی و عدم اشنایی به محیط زنجان ، دست به کارهای عجیب زده و در خیابان اصلی شهر ، چند مغازه مشروب فروشی وکافه دائر می کنند که بعدا محل پاتوق سالدات های روسی می گردد.(7) بیشترانها یا در کودکی به روسیه رفته و یا در همانجا متولد شده بودند و به دلیل محو سیستم فئودالیزم در شوروی ، انها کمترین اطلاعی از سیستم موروثی فئودالیه در ایران و زنجان نداشتند و به این صورت در بدو و رود انها به زنجان ، تضاد افکار شروع می شود و این استارتی برای بیرون امدن از رکود سیاسی بود که از مشروطیت در زنجان حکم فرما شده بود.
چهار سال به این ترتیب سپری می گردد و روز سوم شهریور ماه 1320 شمسی طیاره چی ها و بمبک اندازان روسی به مدت چند روز بمبهای کوزه ای شکل را همراه اعلامیه های ترکی و فارسی بوسیله بالونهای سیاه رنگ خود!! بر مناطق مختلف شهر می ریزند و در هفتم شهریور ماه 1320گردان های ارتش سرخ بلشویکی شوروی به فرماندهی ژنرال نوویکف از سمت غربی به زنجان وارد می شوند.(8) بعد از سقوط رضا خان ، سکوت سیاسی حاکم بر زنجان بعد از مشروطیت شکسته شده و دور جدید فعالیت های اجتماعی و سیاسی شروع می گردد. به طوریکه از هفته اول شهریورماه20افکار و اندیشه های متعدد با الهام از مکتب و احزاب سیاسی مختلف ظهور می کند. با ورود سربازان روسی به زنجان ، مهاجرین قبل از همه بسوی روس ها کشیده می شوند. انها به سبب تسلط به زبان روسی ، فعالیت بیشتری داشته و به نوعی نقش مترجم را ایفا می کردند. نشریات روسی دست به دست می شده و اشعار شاعران قفقازی و اثار نمایشنامه نویس های باکوئی ، وارد ادبیا ت زنجان می گردد. (9) به دلیل بی سوادی وکم سوادی ، گروه بی شماری از اهالی شهر ، مهاجرین ، کتب روسی و جراید باکویی(وطن یولوندا - قیزیل عسگر) را خوانده و به مردم شهر توضیح می دادند.
مع الوصف اثرات تبلیغات هیتلری حتی پس از اشغال زنجان از سوی روس ها و هجمه ی تبلیغاتی انها علیه نازیسم هم از بین نرفت چرا که مهندسین المانی در ساخت و ساز میدان انقلاب زنجان ، راه اهن ، انبار سیلو ، کارخانه کبریت زنجان و اکتشاف معادن در جنوب زنجان در دوران رضا شاه نقش شایانی داشتند و طبقه تجار و ثرو تمند شهر زنجان از برکت معاملات تجاری با المان ، ثروت کلانی به دست اورده بودند بطوری که سالمندان شهراظهار می دارند بازاریان زنجان هر روزبه رادیو گوش می کردند و منتظر ورود ارتش المان از جبهه قفقاز به داخل خاک روسیه بودند و هر روز پول های خرد جیب خود را به مانند تسبیح بازی می دادند و می گفتند که این ها را روی سر سربازان المانی به هنگام ورود به خاک زنجان خواهیم ریخت و خود را از نژاد اریایی محسوب می کردند و بعلاوه انان نسبت به المان احساس همدردی می نمودند چرا که المان برعلیه دشمن دیرین ایران یعنی روسیه به جنگ برخاسته بود وانگلیس هم که متحد روسیه بود ازنظر مردم زنجان درمعرض بد گمانی بود !!
و این چنین ادبیات عامه زنجان از جهان سیاست و متفقین و اینده جانبداری می کرد :
اوروسون بورکی مسسدی المانین حرصی پسدی
بوایشلرین باعثی بی شرف انگلیسدی
متقابلا گروه ندارها و مهاجران بادکوبه ای ، جانب سیاست های بلشویکی را می گرفتند که ارامنه های مهاجر هم جز انها بودند که در زنجان بیشتر به کار صنعت و مکانیکی ماشین الات درگاراژها مشغول بودند. مهاجرین که ایرانیان مقیم شوروی بودند و در طول سال ها اقامت در ان کشور زبان و فرهنگ روسی را فرا گرفته بودند درطول یک دهه از تاریخ این اب و خاک نقش ساز مسائل سیاسی شدند و اغلب انها ستون پنجم اتحاد شوروی هم در امدند و هر از چندی هم شهربانی چی ها و اداره تامینات رضا شاه انها را به بهانه های گوناگون مورد بازجویی های سیاسی و امنیتی قرار می دادند و برخی هم عوامل پلیس ایران هم شده بودند!!!
پس از قلع و قمع انها (فرقه چی ها) در 21اذر1324 رژیم شاه به مدت طولانی از خطر ظهور مجدد مهاجرین وبازماندگان فرقه دمکرات در صحنه سیاسی ایران اسودگی خاطرنداشت چرا که دل در گروی ان ور ارس گذاشته بودند.!!! و نمود عینی این مسئله ، فعالیت انها تحت پوشش حمایت ازدکترمحمد مصدق در زنجان (32 -1330ش) بود. سید تقی فاضلی دراین باره ودرمصاحبه با نشریه البرزخرم زنجان می گوید : (( یک تشکیلات مخفی در زنجان بود که وابسته به حزب توده بود که ما اول فکر می کردیم فرقه دمکرات زنجان است!! من هم وارد جریان شدم ، یک کلاس کادری بود و ما می رفتیم انجا درس می خواندیم ، مسئول ان یک قاضی فارس به نام درکی بود. کتاب هایی از تبریز به زبان ترکی می امد و من انها را ترجمه می کردم خیلی هم دیگر را نمی شناختیم اما اعضای فعال حزب توده زنجان در نهضت ملی شدن صنعت نفت عبارت بودند از : مرحوم عباسعلی بحری ، فرخ بسنده ، رضا فرهنگ زاد ، ممیش اهنگر ، اصغر حکیمیان (داروخانه چی سبزه میدان) ، اقا جان لبنیات ، منوچهری که معلم بود ، مرد چلاقی به نام اسماعیل با نام مستعار فرهاد اهل رضائیه ، که مسئول اصلی اوبود ، اسحق مریخ بیات بود که روزنامه ها از تهران و تبریز شبانه به صورت مخفیانه به مغازه او که یک بقالی روبرو سینما لی لی(دختر خانم قهرمانی) قدس بود می امد و از انجا پخش می شد. روز 25 مرداد 32روز فرار شاه ما میتینگ دادیم 28مرداد کودتا شد و ما مخفی شدیم و اسامی 25نفر از ما را زدند دیوار که باید دستگیر بشوند. در زنجان فقط توده ای ها نبودند ، مثلا اول از همه اسم مرحوم کریم زعفری بود او به هیچ دسته ای وابسته نبود حتی مصدقی هم نبود و فقط با ذوالفقاری ها مشکل داشت.!! جواد مقدم بود (کارمند بهداری و صاحب امتیاز روزنامه شهنواز) که زعفری ان را اداره می کرد که او را گرفته و زده بودند. محمد تقی ملکیان هم بود که رهبر مصدق چی های زنجان بود ، فرجیان نامی که فارس بود و کارمند راه اهن زنجان او هم از اعضای حزب توده زنجان بود!!))
با تشکیل حزب توده کمیته ایالتی زنجان در 18/1/1321به رهبری محمدامین ازاد وطن!! ، مهاجرین اسکان یافته در زنجان بلا فاصله با دریافت کارت عضویت ، جذب حزب توده می شوند وکارگران مهاجر شاغل در راه اهن زنجان وکارخانه کبریت سازی ، سازمان اتحادیه کارگران زنجان را تاسیس می نمایند.با الحاق حزب توده شعبه زنجان به فرقه دمکرات اذربایجان ، مهاجرین بادکوبه ای اولین هسته گروه ضربت پیشه وری به نام فداییان (پارتیزانهای اولیه فرقه دمکرات) را بوجود می اورند و به تدریج دچار توهم و خود بزرگ بینی شده و گرایش گریز از مرکز!! ، دربخشی از بدنه انها متولد می شود و این حکایت تا روز 2اذر ماه سال 1325 شمسی ادامه می یابد.
اغازجنگ جهانی دوم و اشغال زنجان از سوی ارتش سرخ شوروی :
در سوم شهریورماه 1320 ، کشور ایران با وجود اعلام بی طرفی مورد حمله متفقین قرار می گیردو موقعی که ارتش هیتلری در پشت دروازه های قفقاز قرار داشت ، ابتدا حریم هوائی زنجان ازسوی طیاره های روسی شکسته شده و چندین بمب به مناطق مختلفی از شهر (بازار- منازل – باغات) روانه گردیده و مردم با مشاهده اوضاع غیر عادی شهر ، روانه دشت – بیابان و دهات اطراف به خصوص (خرابه دیزج) می شوند. (10) روز 4 شهریور ، روس ها به دستاویز وجود هوا پیماهای ایرانی در فرود گاه بناب درشرق زنجان ، که ساعاتی پیش ازتبریز جهت سوخت گیری وارد این فرودگاه درجه 3 شده و سپس بسوی تهران پرواز کرده بودند ، این فرودگاه و شهر زنجان را مورد حمله دوباره قرار دادند. (11)
شهر زنجان در ان سال ها ، فاقد پادگان نظامی بوده و تنها یک قرارگاه ژاندارمری ، پاسگاه پلیس راه اهن و نظمیه سبزه میدان به کارهای انتظامات در شهر و روستاها مشغول بودند. در6شهریور سفیر شوروی و دولت انگلیس طی اطلاعیه ای به دولت فروغی اعلام می دارند که شهرهای ... و زنجان باید از نیروهای نظامی ایران خالی شوند.(12) و به این ترتیب با قبولی دولت ایران ، تمام موانع از پیش روی سربازان شوروی برداشته شده و زنجان در 7 شهریور ماه سال 1320 توسط زره پوشها و سالداتهای روسی و به فرماندهی ژنرال نوویکوف ، بدون کوچکترین مقاومتی به اشغال سربازان شوروی در می اید. اشغال زنجان بطور یقین نمی توانست خارج از اهداف دراز مدت و استراتژیک روس ها مبنی بر ارسال مهمات و سلاح به شوروی از طریق راه های شوسه و شبکه ی راه اهن زنجان باشد و عاقبت هم ایران ، لقب پل پیروزی را گرفت. (13) ورود روس ها به زنجان ، سبب اختلال در امور مختلف شهر و انتظامات و ایجاد بحران اقتصادی شد و در دراز مدت ، عوامل دولت شوروی در تشکیل و تقویت حزب توده نقش به سزایی داشتند. روس ها در بدو اشغال ایران ، قول عدم دخالت دادند ، ولی در مرحله ی عمل چنین نبود و دخالت انها در بهره برداری از ادارات ، راه اهن ، مراکز اقتصادی و منابع مالی و معدنی اجتناب نا پذیر بود.!!
پیامدهای اشغال شهر و مداخلات روس ها :
سربازان شوروی به سرعت در نقاط مختلف شهر مستقرشدند و بیمارستان شهناز(دکتر بهشتی ) را جهت ایجاد پادگان نظامی و بر طرف کردن نیازهای پزشکی خود و رتق و فتق اموروبا نامه نگاری!!به فرمانداری تحویل گرفتند و قلعچه ها و کاروانسراهای مختلف و گاراژهای زنجان را بدون پرداخت وجهی به زیر سلطه خود در اوردند. (14) و عاقبت با تلاش های دکتر طبا طبائی (کفیل بهداری زنجان) به جهت نیازضروری مردم شهر به دوا و درمان ، شفاء خانه بهشتی ازسوی کمینداتوری قشون روسیه شوروی تخلیه شدو تحویل مقامات زنجان گردید. (15)در ضلع شمالی توپخانه قجری (سبزه میدان) نظمیه غیرموتورریزه که تا انتهای کوچه مالیه ادامه داشت و اجانهاواژدانهای مستقر در ان با دبدبه و کبکبه و با کلاه های کاسکت دوبله و چکمه های بلند چرمی و شلوارهای گلفی سوار بر اسب مراد بودند ، با عبور و مرور نامحرمان روسی ، این شوکت و جلال ترک برداشت و ان سبو بشکست و پیمانه بریخت و امنیه چی ها و شهربانی چی ها ی زنجان مجبور به ترک خدمت شدند و خطا کاران و گردنکشان و مسکری خواران و سارقین حرفه ای ، معابر و خیابان های شهر را زیر یوغ خود در اوردند. (16) روس ها نیز با ایجاد ایستگاه های بازرسی و دخالت در ورود و خروج مسافرین و صدور جواز ، علنا مخل انتظامات شهر گردیدند. با هماهنگی سرگرد طلعت (رئیس نظمیه ی زنجان ) و گروهی از تجار و شماری از اهالی شهر ، افرادی تحت عنوان پاسدار شب با پرسنل باقی مانده شهربانی ادغام گردیدند و نظمیه ی زنجان به این ترتیب دوباره سروسامان گرفت ولی به نوعی زیر نفوذ سالدات های روسی بود به طوری که افسران روسی حتی در تعداد اسلحه های سازمانی موجود در نظمیه دخالت نموده و خواستار ان شدند که باید تعداد سلاح ها با تعداد افراد نظمیه ی زنجان قرینه باشد!!.(17) و به این ترتیب شهربانی چی های سابق نصف و نیمه مجددن به سر کار خود بازگشتند.تلا شهای مشایخی(فرماندار وقت )وذولفقاری (ریس انجمن شهر زنجان) در دیدار با سفیر شوروی در زنجان ،در اوایل سال 1322ش درجهت جلوگیری و یا تعد یل دخالت روسها درامور شهر و کسب اجازه در بر خورد با حزب توده وتوقف ماموریت گشتیهای روسی در شهر نتیجه نداد (18) وقانون شکنی از سوی احزاب سیاسی ادامه داشت و توده چی های زنجان درقالب تشکیلات حزبی و تاسیس اتحادیه ها وکانون جوانان ازاین وضع خر سند وایام به کام انها بود.
قحطی نان و شورش مردم در زنجان :
درزمان اشغال شهر از سوی سربازان شوروی صدای مردم بینوا در گوشه گوشه شهر به گوش می ر سید ،انها از کمبود و قحطی غلات و مایحتاج خود و بالا رفتن قیمتها شکایت داشتند.بدون شک تامین اذوقه قشون روسها توسط مسولین شهری و خرید غلات شهر توسط روسها وخارج کردن ان و احتکار و سود جویی عده ای از تجار و پیمانکاران ، از عمده دلایل پیدایش این قحطی مصنوعی بود .تصویب منع احتکار توسط دولت در اولین ماههای اشغال در سال 1320 (19) از فعالیت مخرب محتکرین جلوگیری نکرد و خروج غلات و مواد غذایی به صورت قاچاق از شهر ادامه داشت و تدابیر دولت تو فیری نداشت وجیره بندی نان و توزیع سیب زمینی هم مشکل را حل نکرد که با کمبود قند و شکر وچای وقماش (چیت) مشکل قوز بالا قوز گردید .(20) در 10 فروردین1321ش قند وشکر از سوی دولت کوپنی گردید ومتعا قب ان از سوی اداره مالیه زنجان دفتر چه هایی که حاوی 5برگ و120 کوپن بود تحویل خانواد ه های زنجانی شد و عا ملین توزیع همچون حاج عیسی رفیعی (بازار قیصریه ) ابوالحسن عطایی ، محمدیون ، خسروی و بنک داران کاروانسرای حاج علیقلی و غیره بصورت ماهانه سهمیه ی مردم را تحویل می دادند که قیمت شکر در سال های 1321تا1323شمسی کیلویی 2ریال بود و زنجانی ها شکر را به نبات تبدیل کرده و به جای قند استفاده می کردند و از سوی دیگر بسیاری افراد تهیدست این کوپنها را در بازار ازاد به دلالها می فروختند!!.(21)
جهتت تامین نان مصرفی مردم شهر ،اداره غلات سهمیه ی لازم به نانواییها تحویل می داد ولی افرادی با سوءاستفاده مواد زاید قاطی ارد کرده و به خورد مردم میدادند که به هیچ عنوان قا بل خوردن نبود در کنار تمام این مسایل قا چاق ارد کماکان ادامه داشت .فرمانداری زنجان جهت حل مشکل نان ، مجبور شد در داخل مراکز نظامی و انتظامی ودر خیابان طالقانی (ذوالفقاری) نانوایی هایی دایر کند و نان سیلو به مردم زنجان تحویل دهد .سالمندان تعریف می کنند که مردم قحطی زده ی زده زنجان به خاطر چند قرص نان بربری ، دنبال گاریهای روباز اداره بلد یه راه می افتادند و طلب نان میکردند (22)این حکایت ادامه داشت تا این که کا سه صبر مردم شهر لبریز شد و به مورخه 3/3/22 ش اهالی شهر به صورت گروهی به خاطرافزایش قیمت نان دست به شورش عمومی زده و منازل ومغازه برخی از تجار و بازاریان را مورد حمله قرار دادند تا بدین نحو اعتراض خود را به خروج غیر قانونی غله از شهر ابراز دارند که با دخالت حاج سید محمود حسینی (امام جمعه زنجانی) و تیموری( رییس شهربانی )و رییس خواربار زنجان این شورش فرو کش کرد (23)مسئو لین شهرجهت حل معضل نان ،محمود ذوالفقاری (ریئس انجمن شهر) را در 4/7/22 به عنوان مسئول اصلی نان شهر که علاوه بر این ریئس کمیسیون تشخیص مازاد هم بود انتخاب کردند!! و در پی ان فرماندار (مشایخی ) مدیر کل دارایی (نفیسی ) رئیس خوار بار (دکتر غفاری )اعلامیه مشترکی در جهت منع ورود وخروج قاچاق غله صادر نمود ند (24)
درسال 1323ش،سیاست عوام فریبانه روسها مبنی بر شریک دزد ورفیق قافله ،قاچاق غله را (این قوت لایموت مردم زنجان )به شهرهای همجوار به وسیله کامیونهای حمل سلاح و واگنهای اجاره ای توسط برخی از تجار شهر از سر گرفتند که حتی تلاش فرمانداری زنجان در جلوگیری از این مسئله ثمری نداشت .افرادوابسته و کنتراتچی وپیمانکاران وابسته به شورویها که در بین سالهای 23- 1321خورشیدی مشغول جمع اوری و خرید غلات از مردم وانبار کردن انها بودند ، در اوج قحطی وبحران اقتصادی،انبارهایشان را در اختیار رو سها قرار دادند.از سوی دیگر ،روسها به دولت احمد قوام اعلام کردند که باید دولت ایران 23هزار خروار غله به قشون سرخ شوروی تحویل دهد.ودراین راستا ودرجهت تامین قسمتی از این خواسته به ناحق روسها ی اشغا لگر نگاه دولتیان به سمت وسوی خمسه (ولایت زرخیز!) وخاندان ذوالفقاری می افتد که صاحب املاک زراعی فراوان بودند وپیشینیه ی قوی داشتند. این خاندان ابر قدرت از زمان نادر شاه افشارقرخلو به بعد نسل اندر نسل از سرداران و فرماندهان سپاه ایران بوده و در زنجان و توابع ان مالک چند صد پارچه ابادی و زمین های وسیع کشاورزی بوده اند و عمدتا از عواید مالکانه و تولید محصولات کشاورز ارتزاق می نمودند. اگر چه تعداد رجال سیاسی این خاندان در دوره های مختلف و ثروت خانوادگی ناشی از کلات نادری از اسباب شهرت این خاندان به حساب می امده ولی اشتهار این خانواده به تدین و برگزاری مراسم بزرگ مذهبی در زنجان و رشادتهای سلطان محمود خان و برادرانش در ازاد سازی زنجان از دست فرقه دمکرات از دلایل محبوبیت این خاندان قدیمی در میان زنجانی ها می باشد هر چند که برخی اهالی شهر ، تکیه بر زمین داری و اقتصاد کشاورزی را از سوی این طایفه مهمترین مانع در راه صنعتی شدن و پیشرفت اقتصادی شهردرتاریخ معاصر می دانند!!!
سید مهدی فرخ به عنوان مسئول خواربار کشور جهت تامین قسمتی از این غله به عمارت کلاه فرنگی محمود ذوالفقاری وارد میشود و می فهمد که اقای ذوالفقاری چهار هزار تن غله املاک خود را به اداره غله تحویل داده است.اما ذوالفقاری قول میدهد در تهیه ی مقداری از این غله سفارشی کمک حال فرخ گردد و ظاهرا ایشان از بوکان هزار خروار گندم تهیه کرده و در ازای هرخروار گندم که باید با واگن به تهران فرستاده می شد ، از جیب خود 200تومان به ماموران روسی پول زیر میزی می دهد تا مانع حمل گندمها که دراصل برای خود ان ها بود، نشوند!!. که مایه خرسندی سید مهدی فرخ می شودوبه خاطروفای به عهدخان بزرگ زنجان (سلطان محمود خان ذوالفقاری) به ایشان درود می فرستد.(25) ملت ایران ومردم زنجان این چنین تاوان کشور گشایی دیگران را دادند و خود از سر ناچاری سر به عصیان زده و انبار و بازار شهر را اتش می زدند و دچار مصیبت عظمای کوپون چورگی!! و سوء تغذیه و شیوع بیماری های نا علاج و مرگ و میر در معابر شهر شدند و در این شرایط است که کک کسی هم نمی گزید.اشغالگران گاهی اوقات با اهدای چند قرص نان، چند حلب نفت، چند حبه قند و خرما (پدیده ای نادر در زنجان) می خواستند مردم شهر زنجان را از مضرات اشغال دور نگه دارند و اینها همه گوشه هایی از خاطرات خاک خورده و بقچه بندی شده شهر ما هستند.
تاریخ و ادبیات زنجان در سال های ورود مهاجرین و اشغال شهر توسط قشون سرخ شوروی ، سر شار از حوادث مختلف وورود فرهنگ ولغات جدید به میان توده های مردم است و کمتر روزی بوده که مردم شهر و روستاها ،خلق الساعه با پدیده های اکبند وپاستوریزه و از نوع اولینهای ماندگار و یادگار مواجه نشوند . دخول واژه های روسی به بازار محاوره ولایت خمسه (واغزال،قونقا،اوشقودا،پاگون،کالسکه،اتیشقا،فابریقا،درشگه،پوت=پودوخ،بشکه = بشکا، مالچیشکا، چرتکه، بلشویک، ایری پالان!!، وکس، ماتیشقا، اقیشقا، منات، اوروسیت، دئموقرات، سند یکا، سالدات، کمیندان، قاماس، کاپیتان، گنرال، مایر، ایزدراسته، اپاراتچیک، افتامات، لوقسا و....) از جمله انهاست، بطوریکه هنوز هم سالمندان زنجانی بنابر مناسباتی از این واژه های روسی بهره می گیرند و از سوی دیگرهمراه پیش قراولان ارتش روسیه افراد مختلفی زیر چتر کمکهای انسان دوستانه ،به ایران امدند وبا اهدای کمکهای غذایی ، فرهنگی،راه سازی از جمله راه طارم (26) کشاورزی ،پزشکی و برپائی نمایشها و نمایشگاهها ،چاپ پوستر و کتاب وجریده (27) تاسیس انجمن وکس (28) ، اوردن سینما سیا ر (اپارات) نمایش اپراهای کور اوغلو و شاه اسماعیل و کمدی موزیکال های مشدی عباد ، ارشین مالالان در مدارس زنجان و به خصوص دبیرستان پهلوی (شریعتی فعلی) به لیدری کاپیتان اقا یوف و هنرمندان مهاجر قفقازی(29) در صدد القای این موضوع بودند که فرهنگ و علم و صنعت ما در سایه ی سوسیالیسم اجتماعی بوده و شما هم با بیداری شعور ملی!! خود می توانید موفق باشید و این که ما اشغالگر نبوده و به زودی خاک شما را تخلیه خواهیم کرد.ولی بااین حال قحطی وگرسنگی و بیکاری ناشی از اشغال ، زندگی را بر مردم شهر سخت کرده بود .انها به کمک برخی از پان تر کیستهای افراطی باکویی و ناسیو نا لیستهای قفقازی (میرزا ابراهیم اوف – رستم اوف و....) باچاپ وتوزیع روزنامه وکتاب درجهت هموار کردن امالهای اینده خود ،اشعار شاعران ارس شمالی از قبیل : صمد ورغون ، علی اقا واحد ، میرزا علی اکبر صابر طاهر زاده و میرزا معجز شبستری (شاعر اذر بایجان ایران )را تبلیغ کرده و با اجرای نمایشن نامه های میرزا فتحعلی اخوند زاده وعزیز حاجی بیگ اوف قفقازی در صدد ان بودند که زبان ترکی و هویت ملی را در اذر بایجان ایران تقویت و گسترش داده و در مقابل زبان فارسی قرار بدهند !!!.
امدن رئیس مجمع روحانیت ماوراء قفقاز به زنجان :
روس ها در استانه تخلیه زنجان و سه ماه مانده به اعلام رسمی تشکیل سازمان فرقه دمکرات اذربایجان و برای تاثیر گذاری بر روی اهالی شهر و فضا سازی برای برنامه های اینده خود از دین و مذهب مداری هم بهره برداری می کنند و جهت خنثی سازی تبلیغات بر علیه خود (.....که لا مذهب بوده و افتابه تان کاغذ روزنامه می باشد !!) با همکاری شورای کمیساریای امنیتی و خلقی اتحاد جماهیر شوروی ، شیخ الاسلام اخوند اقا علی زاده قفقازی را در خرداد ماه 1324شمسی به زنجان می اورند. مردم زنجان به نوعی او را فرستاده استالین و ازنواده های ولادیمیر ایلیچ لنین می پنداشتند!! ، چرا که از یک سو روس ها از حزب توده کمونیستی ایران حمایت می کردند و از سوی دیگر یک اخوند به ایران روانه کرده بودند و این اقدام مبلغان روسی سیاست یک بام و دو هوا بود و مردم زنجان بخوبی بر این امر واقف بودند!!. در زنجان در جلسه ای که جهت معارفه اخوند روسی ترتیب داده شده بود اقای رضا فهیمی فرمانداروقت زنجان از فرمانده قشون سرخ در زنجان می پرسد: خواهش می کنم به من بگویید ایا این شیخ الاسلام درجه سرهنگی دارد یا جنرال هست؟!! این سخن بعدها با سقوط شهر زنجان توسط فداییان فرقه برای فهیمی گران تمام می شود بطوری که ایشان 13روز در زندان حکومت فرقه چی ها محبوس می شود. در مسجد زنجان شیخ الاسلام باکویی درباره چهارده معصوم صحبت کرد و روضه خواند و از مردم اشک گرفت. عبد العلی زاده (مترجم فرماندار زنجان در جلسه یاد شده ) یکی از رهبران حزب توده شعبه زنجان در این باره می گوید: ما قبل ازوعظ اخوند روسی فکر نمی کردیم در ناحیه ی قفقاز اخوندی وجود داشته باشد و اگر هم باشد فکر می کردیم ملای خداناشناسی است ، اما حالا متوجه اشتباه خود شدیم!! (30) کسانی که اورا به شهر زنجان اوردند به دنبال اهداف سیاسی بلند مدت خود در استانه حوادث مربوط به فرقه دمکرات اذربایجان و زنگانین دئموقرات فیرقه سی بودند !!!
تاسیس حزب توده شعبه زنجان توسط محمد امین ازاد وطن :
از پیامد های دراز مد ت حضور قوای ارتش شوروی در ایران،تشکیل حزب توده ایران از سوی گروهی از افراد چپگرا ومتمایل به روسها بود که بیشتر انها از گروه 53نفر واعضای باقیمانده شبکه وحزب کمو نیست ایران وتعدادی افراد ملی گرا بودند و متعا قب ان شعبات حزب در شهرهای مختلف واز جمله در زنجان افتتاح گردید.که درجهت اهداف سیاسی و اقتصادی روسها و اخذ امتیازات مختلف در برنامه های انها ا همیت بسزا یی داشت. ودراین راستا انها می توانستند با تشکیل اتحادیه ها ومجامع صنفی وسند یکا های مختلف هوادار خود و ایجاد در گیری های خیابانی وتشکیل میتینگ ، افراد هوادار خود را به مجلس و دوایر دولتی فرستاده و مماشات و عقب نشینی مسئو لین مرکزی و محلی را فراهم نمایند.(31)فضای عمومی شهر زنجان (ولایت خمسه) دران برهه از تاریخ چنین بود که ،غیر از کارخانه صنعتی کبرت سازی سه ستاره ، مراکز تولیدی کلانی وجود نداشت و همه چیز در کارگاه های کوچک دباغی ،چلنگری ، دواتگری ،مسگری، فرش بافی،اهنگری ،سرامیک سازی ،سفال گری ،وهمچنین گارگاه تعمیرات قطعات در راه اهن زنجان و غیره خلاصه می شد . وکشاورزی ان دیمی وابی بود و دامداری وکشاورزی و باغداری ان رونق فراوان داشت وهشتاد در صد زمینهای کشاورزی و روستاها در اختیار ملاکین بزرگ و خرده خانها قرارداشت و اکثریت جماعت روستایی رعیت خوانین بودند ودرصد کمی زمین جهت زراعت داشتند وتابع نظام ارباب ورعیتی وبدعتهای مختلف بودند .ذوالفقاری ها 200 روستا وافشارها (فرزندان ونواده های جهانشاه خان امیر افشار) 250 روستا در تملک خود داشتند و ثروتمندان وما لکینی هم چون امیر اشجع اصانلو(رضا اصانلو) ، ضیایی ها ، اعتماد امینی ها ، یداله خان بیگدلی ، غلامحسین خان بهادری ، اولاد بهادر سلطان ، هدایت اله خان یمینی ، دارایی ها ، سید باقر امجد نظام ، سردار فاتح کرسفی ، صارمی ها (اینانلو) رهبری ها ، سعیدی ها ، و افخمی ها ، وزیری ها ، نا صر نظام خدیوی ها (مالک عمده اراضی دواسب) و .....از حاکمان و متنفذین مشهوراین دیار محسوب می شدند (32)
ذوالفقاری – خانواده بزرگ مالک زنجان ، پسران سردار اسعدالدوله حسین قلی خان از فئودال های بزرگ و حکام موروثی زنجان که رد و پای این خاندان در سرکوبی مشروطه خواهان خمسه و جمهوری گیلان دیده می شود در پیش و بعد از مشروطه حکومت و نیابت شهر را بر عهده داشتند. املاک ان ها از سیردان طارم تا حدود میانه امتداد داشت. در بعد از جمهوری خود مختار پیشه وری املاک و دهات انها مصادره شد و افراد خانواده با کمک دربار و تسلیح رعیت های خود به جنگ با سربازان محلی فرقه دمکرات شتافتند و در بین فرزندان سردار اسعدالدوله ، سلطان محمود خان ذوالفقاری از دیگر برادران مشهورتر بود و بعد از انقراض حکومت اذربایجان به همراه تفنگ چیان خود در تبریز در حضور شاه رژه رفت و درجه سرهنگ افتخاری ارتش ایران را دریافت کرد. در نهضت ملی نفت ایران در مقابل دکتر مصدق ، ذوالفقاری ها مواضع ثابتی نداشتند و حوادث تلخی در زنجان از جمله قتل فرزین بازجوی دادگستری درخیابان سعدی جنوبی ازسوی .....ودر حضور (سرتیپ کحالی ومصطفی ذوالفقاری) اتفاق افتاد ..........(33)
امیر افشار کرسفی – خاندان بزرگ مالک خمسه و بیجار ، فرزندان جهانشاه خان افشار (ایلخان) افشار {شاهسون} از بزرگترین ما لکان ولایت خمسه که علاوه بر زنجان در بخش های گروس ، خرقان قزوین ، همدان صاحب ملک بوده و به حدود اردبیل می رسید. بیش از 300قطعه ابادی و روستا در اختیار این خانواده بود و از کرسف مقر حکومت خود( در قسمت جنوب شرقی زنجان که روستایی بزرگ و مرکز دهستان کرسف از توابع شهرستان خدابنده می باشد) با کمک تفنگ داران و عشایر قابل توجه بر کل منطقه حکمرانی می کردند و مقام حکومت یا نایب الحکومه همیشه در زیر ید انها بود و حکام مجبور به اطاعت از ان ها بودند و در غیر این صورت طومار زندگیشان در هم پیچیده می شد!!. قدرت و اعتبار این خاندان زمین سالار بیشتر از خاندان ذوالفقاری بوده است. سردار فاتح امیر افشاری فرزند جهانشاه خان در حکومت فرقه دمکرات به مصادره اموال و املاک دچار گردید و مجبور به ترک زنجان شد و محمد حسن خان افشار فرزند دوم محمد علیخان صارم السلطان – نوه ی جهانشاه خان مثل پدر بزرگش،از ارباب های مقتدر زنجان بود برادراو ،محمد حسین خان امیر افشار – به دلیل اختلافی که بر سر املاک با پسر عموی خود حسنعلی خان پسر(علی اصغر خان سردار فاتح) پیدا کرده بود به قتل رسید و بنا به روایت ریش سفیدان کرسف قتل او توسط میرزا سالار خان برادر زن حسنعلی خان در کرسف اتفاق افتاده بود(34) در ایام پیشه وری، محمد حسن خان افشار در معیت ذوالفقاری ها با حزب توده و فرقه دمکرات جنگ کرد و از طرف شاه به درجه سرگرد افتخاری ارتش ایران نایل امد!!! و در دوره ی 16و 17مجلس شورای ملی ایران به عنوان نماینده مردم زنجان شرکت کرد.
بیگدلی – بزرگ فئودال خمسه و همدان ، یدالله خان بیگدلی معروف به اسلحه دار باشی از معروترین افراد این خاندان بود که به همراه افراد فامیل برادران و برادر زاده ها دچار مصادره دارایی و زمینهای خود از سوی فرقیون شد و با کمک هواداران خود به جنگ با فدائیان شتافت. زمان سلطنت پهلوی اول و دوم یدالله خان بیگدلی ،اسلحه دار باشی مخصوص این پدر و پسر بود(35) و بعد از سقوط حکومت خود مختار به دریافت چندین فرمان ، تقدیر نامه و مدال نایل گشت و املاک مصادره ای را دوباره صاحب شد!!
محمد امین ازاد وطن مبارز سیاسی اهل ارومیه که در زمان رضا شاه به زنجان تبعید شده و نظمیه زنجان جهت ممانعت از ادامه فعالیت سیاسی او ،وی را در اداره بلد یه زنجان به کار گمارده و ایشان در ساخت باغ ملی ( دروازه ارک )و خیابان شمشیری (فرمانداری- شهداء)و سر کارگری ، عمله جات بلدیه زنجان مشارکت داشت ، بعد از سقوط پهلوی اول ازاد شد و از طرف کمیته مرکزی حزب توده ایران مسئول افتتاح شعبه حزب در زنجان گر دید و به کمک عبدالعلی زاده ( کارمند شهرداری زنجان )حوزه حزب را با شرکت گروهی از اها لی شهر و کارگران و دهقا نان و مها جرین قفقازی رسما با صدور بیا نیه ای افتتاح و اعلام نمود(18/1/1321) .وبا اجاره خانه ای درخیابان فرهنگ جنب چهارراه سعدی مربوط به سید جعفر قریشی و اختصا ص ان به عنوان دفتر تشکیلا تی حزب توده فعالیت های سیاسی خودرا شروع کرد که به مزاج دارایان و اشراف شهر زنجان خوش نمی امد .(36)
از همان ابتدا مهاجرین مقیم زنجان به سبب هویت خواهی و تجربیات کسب کرده در شوروی در ایام انقلاب بلشویکی به عضویت حزب توده در امدند ولی از خود زنجانی های اصیل افراد کمی به این حزب تشکیلاتی و جدید التاسیس گرایش داشتند ولی افراد روشن فکر و انهایی که مطالعه داشته و از اوضاع داخلی وخارجی سر رشته داشتند به نوعی وارد فعالیت های حزبی و مبارزاتی گردیدند . من حیث المجموع به خاطر بعضی معذوریت ها اعلام رسمی و ثبت نام در حزب ننمودند و این به دلیل خاصیت احتیاط گرایی در مردم شهر و کوچک بودن شهر بود که به عاقبت کار هم می اندیشیدند .(37) لازم به توضیح می باشد که برخی افراد فعال سیاسی در زنجان مانند : شیخ محمدعلی ال اسحق خویی ( ملا مرد علی)،مرحوم کریم زعفری و دیگران هیچگاه عضو حزب توده نبودند ولی به سبب داشتن اختلافات ملکی و مواضع مخا لف سیاسی با ذوالفقاری ها ، اشتهار و معروفیت به داشتن وابستگی به حزب توده زنجان از سوی مخالفین بودند .(38)
بین سال های 23-1321سازمان جوانان حزب توده زنجان و اتحادیه کارگران راه اهن تشکیل شد و برخی تشکلات دهقانی هم صورت گرفت و تبلیغات فعالین حزبی درابعاد مختلف شامل دادن زمین به روستاییان ، خواسته های رفاهی و فرهنگی برای دانش اموزان ، کارمندان و کارگران ، تشویق دهاتی ها و رعیت ها در عدم پرداخت بهره ما لکانه و ...موجب تنش بین توده ای ها وفئو دال های منطقه خمسه گردید.(39)که به سبب حضور افسران وسربازان شوروی کفه ترازو به سود توده چی های زنجان بوده است.وبده وبستان های رهروان حزب با روسها درماجرای امتیاز نفت شمال وسفر کفتارادزه روسی به ایران وحمایت گسترده رهبران و هوادا ران از این امربه عینه با تورق صفحات تاریخ معاصر مشاهده می شود.
فعالان حزب توده درزنجان با الصاق اعلامیه در معابرو تشکیل جلسات حزبی ودرون گروهی با حضور کارگران و دانش اموزان (40) وایجاد تظاهرات با بسیج هواداران خود ازشهر وروستا ومراکز کارگری وبر پائئ میتینگ وایجاد سخنرانی از سوی ابوالفضل رئوفی ویونس علیزاده درمقابل کارخانه کبریت سازی سبب ایجاد وحشت در میان مدیران دولتی ،تجار،اعیان واشراف ومدیریت کارخانه(حاج محمد علی شالچی) می شدند که برخی مواقع منجر به دخالت افراد شهربانی وپاسبانهامی گردید.(41) و از سوی دیگر به دلیل پیدا یش جو ضد فئودالیسم در روستاها ، تبلیغاتچی های توده ای دهقانان را به عد م قبولی اوامر کدخداها و مباشرین ملاکین دعوت کرده و به عدم پرداخت بهره مالکانه تشویق می نمودند . معمرین روستاهای جنوب زنجان اظهارمی دارند که : مبلغین توده ای وسپس فرقیون !! به دهات وارد شده و قول زندگی بدون ارباب می دادند وبه طالبان راه حزب توده کارت عضویت صادر می کردند!! وگاها جهت تامین قوای نظامی خود ازافراد داوطلب روستائی باگماردن کوزه سفالی درنقطه ای دوردست ونشانه گیری از سوی راغبین وتیراندازی به سوی هدف ا زمایش وتست می گرفتند!!. و در این راستا ،تبعیت وهواداری برخی از دهاقین و رعیتها از تبلیغات و تئوری های حزب توده باعث وحشت بزرگ مالکان خمسه گردید وانها جهت حفظ وضع موجود و دفاع از دارائی های خود و فشار به توده پرستان به دولت مراجعه کرده و خواستار حمل سلاح بدون پروانه شدند !!(42)
در بررسی اوضاع واحوال سیا سی دوران اشغال کشور در جنگ بین الملل دوم ،این موضوع واقعیتی قابل ملموس می باشد که مسئو لین محلی زنجان ودولت مرکزی در برخورد قاطعانه وحتی فیزیکی باعوامل ودست اندرکاران حزب توده با مانعی به نام ارتش شوروی مستقر درایران وخمسه مواجه بودند وکمیندانی روسها درزنجان هرگز اجازه برخورد قهر امیز به دوائر دولتی اعم ازامنیه چی هاوشهربانی چی هاو تامینات چی ها وعدلیه چی ها نمی داد،اما از سوی دیگر با گسترش روز افزون حزب توده کمیته ولایتی ناحیه خمسه در زمان دولت صدر الاشرف،عشایر دولتخواه مرکزی وملاکین محلی ولایت خمسه وشمال ایران :ذوالفقاری ، افشار ،بیگدلی، ، اصانلو،جهانشاهلو، محمدلو، قجر(برهان السلطنه – سلطانی! ) و ...توسط دولت مرکزی مسلح شدند!! .(43)
طایفه اصانلو – از ایل افشار(یکی از شاخه های بزرگ ترکان غز)، تیره ای از ترکان چادر نشین بودند که همراه دیگر تیره های ایل افشار از زمان صفویه و نادریه به اذربایجان و زنجان کوچ کردند و به صورت ایل خانی و ایل بیگی اداره می شدند. از قبیله اصانلو ی شاهسون های افشار در تاریخ معاصر اطلاعات موثق و دقیقی در دسترس نمی باشد ولی از مشهرترین فرد این قبیله عشایری می توان از عبدالله خان اصانلو نام برد که بعد از کور شدن علی خان افشار ایرلو به سال1202ه.ق توسط اقامحمد خان قاجار و بعد از تاسیس قاجاریه در سال 1210ه.ق به حکومت خمسه رسید و سپس ایشان هم ، به جرم شورش و خیانت به دستور فتحعلی شاه قاجار از هر دوچشم کور شد و به سال1216ه.ق در چهارمین سال سلطنت فتحعلی شاه در گذشت.(44) در دوران قبل و بحبوحه دوران مشروطیت خواهی در زنجان نام دونفر قاسم خان اصانلو و محمد خان اصانلو که چندان هم خوشنام نیستند در مقالات و کتب و خاطرات نویسی ها به کرات امده است که بیشتر در متن حوادث و رخداد ها قرار داشته اند.این دو نفر از اشرار و تفنگ چی های امیر جهانشاه خان افشار بوده و با راهزنی های معروف خود در کل منطقه خمسه از اسباب کار و فلاخن عملیاتی امیر افشار محسوب می شدند.
در ایام مشروطیت درشهرزنجان به واسطه حضور مشروطه ستیزان شهری همچون ناصر همایون ، نایب صدر ، امجد لشگر ، سواران روستای قولتوق تحت امر اسعدالدوله ذوالفقاری ، حجت الاسلام ، حاج علیقلی صراف باشی ، نایب اقا (ازمریدان ملاقربانعلی زنجانی) ، نایب شعبان توپ چی ، رحیم داروغه یوزباشی (پدر نایب شعبان گردن کلفت زنجان) ، صغیر اقا ، برادرزاده های اخوند ملا قربان علی و ... این دو نفر قاسم خان و محمد خان اصانلو با سواران خود بعد از قتل( عظیم زاده در حوالی سبزه میدان و میرزا علی اکبر خان قولی قصه ای) ، دکاکین و خانه های مشروطه خواهان زنجانی را غارت کرده و با حمله به عمارت حکومتی (شهربانی) ان جا را به اتش کشیده و نیروهای دولتی و مجاهد را کشتند.(45) بعد از مشروطه کردن زنجان و تبعید حجت الاسلام از سوی یپرم خان و سردار بهادر و اعدام مخالفین مشروطه در نظمیه زنجان(نایب اقا ونایب شعبان) به ریاست ایلدریم خان ، دربیشتر مواقع سواران محمد خان اصانلو که به واسطه پشتیبانی جهانشاه خان ازمجازات مشروطه چیان در امان مانده بود ند!! به شهر زنجان حمله ور می شدند و مردم زنجان از ترس در گوشه ای پنهان می گشتند و گوشه گوشه شهر در اختیار عشایر شاهسون محمد خان اصانلو قرار می گرفت و غارت شروع می شد.(46) و در یک مورد از این چپاول ها محمد خان اصانلو با دویست نفر از یاران خود نظمیه ی مشروطه شده زنجان را که تازه سروسامان گرفته بود مورد تاخت و تاز قرار داد و رئیس شهربانی زنجان را بیرون کشیده و به قتل رساند و در وسط سبزه میدان جنازه را به صورت وارونه از درخت اویزان کرد.(47) با گذشت زمان روابط محمد خان اصانلو و امیر جهان شاه خان شکر اب شده و ماه عسل انها تمام گشت و در نهایت سواران اصانلو که اینک بد خواه امیر افشار شده بودند به مقر و ستاد اصلی او در قصبه کرسف حمله ور شدند ولی این حمله نا فرجام مانده و محمد خان اصانلو در نزدیکی روستای خیر اباد به مورخه (1330قمری-1291خورشیدی) پایان عمرش در این میدان جنگ رقم خورد.(48)
محمد خان اصانلو پدر( غلام حسین خان و علی خان و بیوک خان اصانلو) از افسران حزب توده و فرقه دمکرات دردوران اشغال زنجان از سوی کشور شوروی بود که بعدا به روسیه فرار کردند. شاید تضاد و دو دسته گی ملاکین و ایل های خمسه در مقابل فرقه دمکرات ناشی از همین دشمنی ها و کدورتهای قدیمی باشد به طوری که می دانیم ایل اصانلو به ریاست غلام حسین خان اصانلو علاوه بر شرکت در جنبش میرزا کوچک خان که به همراهی فرزندان عسگرخان درامی (اقا خان و اصلان خان) که از حملات برهان السلطنه طارمی!! به جنگل پناه اورده بودند ، به عمل امده بود!!(49) در ایام قدرت نمایی فرقه دمکرات اذربایجان وخمسه در تصرف روستا ها و شهرهای زنجان شرکت فعال داشتند و افراد این قبیله موقع تحویل زنجان به دولت مرکزی درسال 1325ش و خلع سلاح فدائیان به دستورات حزبی گردن ننهادند و حاضر به خلع سلاح نشدند و مسلحانه و شبانه به همراه طایفه جهانشاهلو از زنجان خارج شدند و در قافلانکوه سنگر بندی کرده و بعد از شکست نهائی عاقبت به اذربایجان شوروی رفتند و در شهر گنجه تا اخر عمر دوران مهاجرت را تجربه کردند!!!(50)
بعد از محمد امین ازاد وطن (که جهت مدیریت و صدارت حزب توده شاخه ارومیه روانه ان شهر گردید و سپس مسئول فرقه دمکرات منطقه ارومیه شد و به عنوان نماینده مجلس ملی اذربایجان وفرمانده فدایئان انتخاب گردید و صاحب مدال 21 اذر شد و با سقوط حکو مت خود مختار به همراه معاون خود عباس فتحی {مسئول کمیسیون تبلیغات فرقه در ارومیه }در چوقور باغ ارومیه به دار اویخته شد )(51) علی زاده مدتی به عنوان مسئول تشکیلات حزب توده زنجان فعا لیت میکند که بنا به نوشته مرحوم رضا فرهنگ زاد : (علی زاده جوان تر از محمد امین بوده وبه ادبیات وزبان ترکی تسلط ویژه ای داشته است) (52)ارتبا ط تنگا تنگ حزب توده شعبه زنجان با کمیته مرکزی حزب باعث می شود بعد از مدتی با اشاره ی اردشیر اوانسیان و رضا روستا (ازاعضای کمیته رهبری حزب توده ایران ) دکتر هشترودیان جهت رهبری و سازماندهی حزب به زنجان بیاید که در دوران صدارت وی حوادث زیادی به وقوع می پیوندد. دکتر هشترودیان به ظاهر جهت خدمات پزشکی و در واقع به خاطر فعالیت های سیاسی و حزبی به عنوان یک عنصر غیر بومی مسئول خدمت در هسته حزب توده زنجان میگردد .دردوران رهبریت وی به سبب حضور مستمر مهاجرین و برخی چپ رویها و تند رویهای اعضای حزب واین که ایشان شناخت کمتری نسبت به ساختار اجتماعی زنجان داشته عرصه بر حزب توده تنگ تر می شود(53) و لذا اردشیر اوانسیان (مسئول اصلی کمیته ایالتی حزب توده اذربایجان و استالینیست مشهور ) جهت حمایت ازتوده چی های زنجان ، با هم کاری اتحادیه ها و سازمان های کارگری شهر میا نه و اعضای حزب توده وبا مشارکت عباس علی پنبه ای ،و غلام یحیی دانشیان (دو تن از اعضای حزب توده میانه ) به وسلیه قطار افراد فوق را روانه زنجان کرده و به نوعی قشون کشی می کند و به این تر تیب خیابان های زنجان منتهی به میدان انقلا ب محل تجمع توده چی های میانه ای و زنجانی میگردد که به واقع اوانسیان با این کار خود میخواست به ملا کین زنجان زهر چشم نشان داده و پشتیبانی خود را از حزب توده زنجان اعلام نماید.(54)مع الوصف فئودالهای خمسه طی اولتیماتومی،هشترودیان را مجبوربه خروج شبانه ازشهر سیاست زده زنجان نمودند!!!ودفتر ودستک حزب توده ،به این ترتیب به طور موقت از هم می پاشد.(55)
امدن دکتر نصرت الله جهانشاهلوافشار به زنجان:

دکتر نصرت اله جهانشاهلو افشار
به دستور رهبران حزب توده ایران در تیر ماه 1324 ش دکتر نصرت اله جهانشاهلو افشار (پزشک زنجانی الاصل و از خویشان جهانشاه خان امیر افشار ، شاگرد دکتر تقی ارانی وازگروه 53نفر ) به سبب اشنایی به روابط و مناسبات اجتماعی زنجان و همچنین بر خورداری از وجهه سیاسی و مبارزاتی ، جهت سامان بخشی به حزب توده زنجان وارد شهر می شود .(56) ایشان به کمک میرزا علی اکبر خان چوزوکی ( مبارز دوران مشروطیت – هم رزم میرزا کوچک خان – مدیر اداره غله زنجان ) خانه ای را در مجاور ساختمان دکتر شقاقی (خیابان پهلوی سابق ) متعلق به موسی خان!!، به عنوان مطب اجاره نموده و روابط گسترده ای را با اقشار مختلف شهر زنجان و کل خمسه بر قرار کرد .(57) باید اذعان نمود که مطب دکتر جهانشاهلو پوششی در جهت فعالیت های سیاسی او محسوب می شد . دکتر جهانشاهلو سپس با ارتباط با غلا م حسین خان اصانلو وبرادران وی: ( علی خان و بیوک خان)،ابولفضل رئوفی (معمار) ضیایی ها ، برادران وزیری (محسن و هادی )عماد خمسه ، خسرو خان دارایی (برهان السلطنه – دانشمند وشاعر نامی واز اعقاب فتحعلیشاه قاجار )، اشرف همایون ،علی سلطانی ، نوایی ها، دختران وپسران برهان السلطنه ،و اعضای باقی مانده اتحادیه کار گری (احمد سفرچی،حسین بابایی،حبیب الله ریحانی،وارطان ارمنی، نظر منفرد ،ابراهیم فرجی ، صفر خان شکارچی ، زلفعلی قلی زاده، قربان کچل، رحیم بیات ، رحمت الله جواهری ، مرندی اوحدی، محمد قلی صادقی ، امیر زاده ، یونس علیزاده ، استاد شکور غفاری، عباس خجسته و.... ) حزب توده زنجان را دوباره سازمان دهی کرد(58)
با نگاهی به هویت و موقعیت اجتماعی و مرکز ثقل رهبری حزب توده زنجان و کادر های درجه 2و 3 ان ، برخی از انها از متنفذ ترین افرادی بودند که سابقه مبارزاتی در کارنامه انها حک گردیده و جای پای انها در انفلاب مشروطیت و جنبش گیلان مشاهده می شود. در میان انها جدا از خانواده های کارگری ، افرادی از طبقات متوسط وهمچنین از سران ایلات و عشایر و خان زادگان و از شاهزادگان قجری هم به نوعی فعالیت داشته اند و اکثریت انها از اهالی خمسه و دارای تحصیلات عالی و یا مکتب خانه ای بوده اند و لا جرم اگاهانه به مبارزات حزبی و سیاسی کشیده شده بودند و در میان هوادارن و سمپات های حزب توده زنجان ما به وضوح طیف های مختلفی از افراد روستایی، جوانان ، بی چهره گان و سر ریزهای شهری را می بینیم که به دلیل عدم ثبات اقتصادی و بیکاری ، هویت طلبی ، عرض وجود ، انتقام گیری از دارایان شهر در هنگامه شورش های اجتماعی و درون شهری وارد معرکه می شوند و فریاد مرگ باد ، زنده باد سر می دهند. این موضوع در گروه مخالف حزب توده هم مصداق عینی داشته و بودند افرادی که بدون اگاهی های ملی و مذهبی و طبقاتی روی در روی همسایه ، فامیل ، همکار و حتی برادر خود ایستادند و طیف سومی هم در دسته جات سیاسی یافت می شدند که به خاطر عرق ملی و میهنی و علاقه به مذهب و مبارزه با عاملین ایجاد شبهه در دین وارد مبارزه شده بودند. با امدن جهان شاهلو به زنجان نیروهای متنفذومنتقد خمسه (زنجان) بر خلاف سابق در مقابل حزب توده صف ارایی متفاوتی به خود گرفتند به طوری که ایل های قجر (دارایی) ، اصانلو ، جهان شاهلو،خاندان وزیری و طایفه سلطانی به سوی حزب کشیده شدند. و در دگرگونی سیاسی درزنجان سهم عمده ای داشتند(59) و در طرف مقابل ملاکین بزرگ خمسه: خاندان ذوالفقاری ، امیر افشار کرسفی ، هدایت الله خان یمینی ، ید الله خان بیگدلی به همراه برادر خود فتح الله خان بیگدلی پدر( دکتر غلام حسین بیگدلی – عضو سازمان نظامی حزب توده و فرقه دمکرات که به شوروی فرار کرد و بعد از انقلاب اسلامی به ایران برگشت!!) ، نصر الله خان مقدم، علیارخان سعیدی ، مجد السلطان بیگدلی ، ناصرخان صارمی (اینانلو) ،علی اکبر خان بیگدلی ، خوانین اوریادی ، فرزندان بهادر سلطان (غلام حسین خان بهادری ) و... قرار داشتند.(60) که به قول اردشیر اوانسیان مرد و مردانه در مقابل چپ گرایان ایستادند و با داشتن نیروی تفنگدار ، وکیل ، وزیر ، حمایت دربار و پول و ثروت و عقبه ی اصیل خانوادگی و مبارزاتی به هدف نهایی خود رسیدند.
لازم به یاد اوری است که در زیر مجموعه ی دسته ی ملاکین و اشراف مخالف حزب توده زنجان افرادی تحت عنوان(قوچی، مباشر، کدخدا، ادم، نوکروپیشمرگه) از طبقات مختلف شهر و روستا ها و دهستان های اطراف شهر: علی بیگ تازه کندی ، حاج اراز ، باقر بیک تازه کندی (صمصامی) ، حسن جلاوالی (جلیل اباد) ، حاج حسین علی خان (مباشر ذوالفقاری ها در ارمغانخانه ) ، حاج حسن پیری ، اتا خان یاوری ، حسن خان امینی ، خیرالله خان،ارازخان، شجاعی نظام ،یدالله خان خاتمی ، جابر حسن (حیدرخان امیربحری) ، علی درامی ، امیر خان پیرسقایی ، یدالله خان ،اقای شجاعی ، فرج الله فخاری ، صدقعلی قره تپلی ، خلیل مجیدی ،اکبرقدیمی، حاج عباس حیدریان ، حاج تقی شریعتی ، سید عبد الله موسوی ، حسنعلی خان مسلسل چی و ... وجود داشتند که به همراهی برخی از رجال سیاسی شهر و روحانیون در بحبوحه ی فعالیت های حزب توده و همچنین جنگ های محلی با فداییان فرقه فعالیت نموده و بعد از شکست فرقیون جوایز و مدال 21اذر از سوی حکومت مرکزی هم دریافت کردند.(61) به هر صورت از نظر صاحب نظران و مورخین ، ارزش کار ملاکین طرفدار ذو الفقاری ها و دولت مرکزی بیشتر نمود داشته و اینها بر خلاف مالکین و خرده مالکین طرفدار حزب توده و فرقه دمکرات با حزبی ها و فرقه چی ها کنار نیامدند و جهت حفظ اموال و زمین و موقعیت خود به چپ گراها و اصلاح طلبان (و به زعمی تجزیه طلبان ) روی خوش نشان ندادند.!!!
فعالیت های حزبی جهانشاهلو رئیس حزب توده زنجان در بین ماه های تیر تا اواخر ابان سال 1324 شمسی باعث می شود که حزبیون زنجان به عنوان یک قطب سیاسی مطرح گردند و رفتار مسئولین محلی زنجان نسبت به انها تغییر یابد ، به طوری که خان بزرگ زنجان محمود ذوالفقاری چندین بار در حضور امام جمعه زنجانی {میرزا محمود حسینی فرزند ابوالفضائل فرزند عبدالواسع فرزند سید محمد مجتهد سردانی فرزند سید قاسم حسینی معاصر دوران فتحعلی شاه ، محمد شاه ، ناصر الدین شاه ، مظفرالدین شاه ، محمد علی شاه ، احمد شاه قاجار و دوران پهلوی} که ازمخالفین اصلی حضور دمکراتها درزنجان بود و دیگر روحانیون شهر با لیدر حزب توده ملاقات کرده و خواستار عدم دخالت توده ای ها در امور شهر می گردد. (62)
از دیگر نشانه های قدرت گیری حزب توده را می توان در انسجام تشکیلاتی انها و نافرمانی در مقابل افراد انتظامی و ضرب وجرح کارکنان دوایر دولتی و انتخاب دکتر جهان شاهلو به عنوان عضو هیئت ناظر انتخابات انجمن شهر و اعلام ابطال رای برخی از صندوق ها از سوی فهیمی فرماندار شهر مشاهده نماییم. حزب توده زنجان هم سو با توسعه دادن به تشکیلات خود ، قبل از تاسیس فرقه دمکرات توانست اتحادیه ی باربران ، کارمندان و جبهه ی ازادی را سازماندهی کرده و به کمک اعضای اتحادیه ی کارگری راه اهن و کارگران کبریت ساز زنجان و دیگر هوادارن حزبی، خود را اماده مبارزات نهائی بکند و جهت هماهنگی بیشتر بین کلانتر روسی شهر و حزب توده ، با اشاره ی عبد الصمد کام بخش ، سروان نصرت باقر اف ، به جای کاپیتان اقا یوف از باکوی اذربایجان وارد زنجان می شود. (63)
عباسعلی جاویدان کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم وتربیت -شهرستان خدابنده